|
سلام ملکم به به دوستان خوبم، وبلاگ خوشگلم. خوبین؟؟ دلم لک زده بود واسه اینجا. چند روز پیش داشتم باخودم مرور میکردم آپایی که اینجا کردم.با خودم گفتم چه وبلاگی داشتم چه آپایی میکردم. یادش بخیر.دلم خاست بیام سراغی اش بگیرم. شاید کسی نوشته هامو نخونه # این بارو واسه خودم مینویسم.# می ن وی سم....
جند روز مونده بود به عقدم اینجا یه پست دادم دوست دارم حالا که چند روز مونده به عروسیم هم یه چیزایی بنویسم. آره 3 اسفند عروسیمه.
این روزها خرید میکنیم(خرید بازارو جهیزیه و خلعتی و از این چیزا..) علیرضا بعد از خدمت سربازیش خواست مغازشو دوباره راه بندازه تا کار دولتیش درست بشه.یه خدمات کامپیوتری راه انداختیم باهم.همه کاراشو باهم کردیم به سختی واسش مجوز گرفتیم .وسایلاشو خریدیم.تمیزش کردیم.راش انداختیم.اسمش میدونید چی بود؟؟ :دی روش بزرگ نوشته شده بود " 6 بهمن " تاریخ تولدمه :دی علیرضا این اسمو واسش انتخاب کرد.خیلی خوشم اوومد ازش. دو سه ماهه کار دولتیش درست شده.کار خیلی خوبی داره مدیر فروش تو شرکت به پخشه.یه شرکت بین المللیه صادرات واردات و پخش کالاست.که این باعث شد مغاز رو جمعش کنه (بغض) آره دیگه 6 بهمن یه تاریخ پیوست. پریروز جمش کرد.(بغض) الن دیگه چیز زیادی ازش نمونده (گریه) دیگه اینکه _ تو امتاحانامم ( ترم آخرم.این امتاحانارو بدم دیگه درسم تموم میشه.) _ اواخر بهمن کنکور دارم.ارشد (آقاجونم گفته باید ادامه بدی ولی نمیدونید چه اندازه از درس خسته شدم.حالا کنکور رو بدیم تا بعدش ببینیم چی میشه) _ علیرضا ماشین و خونه و مغازه و یه کار دولتی خوب داره ولی مشکل مالی هم داریم.بعضی وقتا خیلی ناراحت میشم به خاطرش ولی باز با خودم میگم همه اول زندگی مشکل مالی دارن این طور خودمو آروم میکنم. به جز این مشکل دیگه ای با هم نداریم. همه چی خوبه.خدا رو شکر.من با هر کسی کنار نمیام ولی علیرضای عزیزم همیشه توقعات منو برآورده میکنه از همه نظر.(خب خیلی ازش تعریف نکنم چون شاید بیاد اینجا اینا رو بخونه لوس میکنه خودشو.). کلا همین که یه موجود فوق العادم واسش خیل از نظر روحی راضیم میکنه ( :دی بهمنیای از خود مچکر) _ آبجیم نی نی داره.فداش بشم الان سه ماهشه.دختره.خیلی خیلی دوسش داریم .فوق العاده خوشگله. نمکی مهربون سفید تپلی ناز خوردنی.اصا یه چیزیه قابل توصیف نیست.اسمشم " یاس " _ نازی دانشگاه اصفهان میره.چهارشنبهها شب میاد شنبه بر میگرده.وقتی نیست خیلی دلم واسش تنگ میشه.الکترونیک میخونه.فائزه هم میره کاشان.معماری میخونه. _ الان ایروبیک کار میکنم. _یا بازی کامپیوتری بازی میکنم که اسمش :Fruit Ninja HD خوشگله دوست دارم سحرو واسه جشنم دعوت کنم ولی شماره یا آدرسی ازش ندارم. سحر اگه این جا اوومدی یه زنگ بهم بزن یا شمارتو واسم همینجا بذار.آی دیم که همون موقع ها هک شد.مرسی
همین دیگه.
ایشالله همه ی جوونای سرزمین عزیزمون همیشه خوشحال و راضی باشن .فقط ای کاش یاد بگیریم سعی کنیم همیشه نیمه پر لیوانو ببینیم به خاطر خودمون.تا دید بهتر و قشنگ تری به زندگی داشته باشیم. خب خیلی حرفا دارم بنویسم ولی بسه دیگه. شمام از خودتون واسم بنویسید.خوشحال میشم خوشحالیتونو ببینم. راستی وقت کردین فیلم جاده رو دانلود کنید ببینید خیلی قشنگه.اگه ندیدین.شایدم دیده باشین.با اوونایی بودم که ندیدن :دی .
|